حركت موازي روسيه و چين بر مدار خليجفارس
در تقاطع روابط بين اروپا، آفريقا و خاوردور، خليج فارس نقش مهمي را بازي ميكند و با نگاهي به تحولات اخير بينالمللي و تاريخ گذشته جهان ميتوان متوجه شد كه تمامي كشورهاي جهان نگران تحولات در خليجفارس هستند. پس از كشف نفت در خليجفارس در سالهاي بسيار دور و بعد از جنگ جهاني اول، شركتهاي نفتي غربي به اين منطقه هجوم آوردند، ولي در خليجفارس هموارع مسايل سياسي و استراتژيك پابهپاي مسايل اقتصادي نقش كليدي داشتهاند. خليج فارس، طول دو قرن گذشته تحت سلطه بريتانيا بوده است و پس از آن نيز هند و كشورهاي آسيايي مستقيما اين منطقه را كنترل و سعي كردند در مقابل حضور امپراطوري روسيه در اين منطقه ايستادگي كنند. از سوي ديگر امپراطوري چين كه اكنون نقش مهم و بيچون و چرايي را در جهان ايفا ميكند، در برخي از مسائل خليج فارس ايفاگر نقش اصلي است.
روسيه در اين ميان مناسبات اقتصادي و سياسي بيشماري دارد و اكنون با كشورهاي منطقه نظير امارات روابط بسيار مناسبي را برقرار كرده است و بهدليل همين مناسبات، چين و روسيه به رقيب يكديگر تبديل شدهاند؛ ولي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روسيه براي حفظ منافع خود در جهان با دولتهاي غربي وارد صحنه نبرد جديدي شد.
نفت؛ كليد واژه اختلافات در خليج فارس
اگر بخواهيم مناسبات اقتصادي در اين منطقه بررسي كنيم، نفت كليد واژه اختلافات درخليج فارس محسوب ميشود. عربستانسعودي به تنهايي توليدي در حدود 262 ميليون بشكه دارد و عراق، امارات متحده عربي و ايراني نيز بلافاصله پس از عربستان از توليدكنندگان اصلي نفت هستند. هر يك از كشورهاي منطقه با در پيش گرفتن استراتژيهاي متفاوت، منافع بيشماري را از خليج فارس كسب ميكنند، ولي بهرغم تمامي اين تفاوتها، چالشهاي اقتصادي همچنان ادامه دارد و از سوي ديگر نميتوان نقش كليدي مسايل فرهنگي و اجتماعي را در روابط بينالمللي و مسايل استراتژيك خليج فارس ناديده گرفت.
عربستان سعودي اكنون بهعنوان كشور مهم و يكي از پيشرفتترين و مدرنترين كشورهاي خليج فارس مطرح است. سياستهاي اين كشور نه تنها از اتحاد خليج فارس چه از نظر مسايل اقتصادي وسياسي حمايت ميكند، بلكه اجازه نميدهد كه روسيه به راحتي به منابع آبي خليج فارس دست پيدا كند و مستقيما از نفوذ هند بهعنوان يكي از مستعمرههاي سابق انگليس جلوگيري ميكند. البته تمامي 19 كشور خليج فارس چه از روي ميل و چه به صورت اجباري از اين ديدگاه حمايت و قرارداد امنيتي را در خليج فارس به امضا رساندهاند.
پس از پايان جنگ جهاني دوم، سران دول غربي از حكومت شاه در ايران حمايت ميكردند و اين حمايت، نخستين نشانه از ناآراميهاي اجتماعي را در خليج فارس بهوجود آورد، ولي در همين حال ميتوان از سياست كشورهاي خليج فارس در دهه 60 ميلادي بهعنوان «سياست ويژه» ياد كرد. حفظ اتحاد و يكپارچگي در منطقه، نخستين موضوعي بود كه در اين سياست مورد بررسي قرار گرفت، ولي اين هدف پس از نخستين جنگ خليج فارس بسيار كمرنگ شد و بهرغم تمامي تلاشها براي حفظ يكپارچگي در خليج فارس مسايل به دو قسمت سياسي و اقتصادي تقسيم شد. بحرين، كويت، عمان، قطر، عربستان و امارات به يكديگر پيوستند و با آغاز دهه 80 ميلادي شواري همكاري خليج فارس را تشكيل دادند.
ولي با اين حال، نبايد نفوذ روسيه و چين را در پيشرفتهاي سياسي و اقتصادي ناديده گرفت. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه روابط بين كشورهاي توليدكننده نفت و همتايان غربي آنان پس از نخستين بحران نفت در جهان دستخوش تغييرات فراواني شد. در آن دوران كشورهاي صنعتي مانند روسيه و چين سعي كردند براي كاهش گسترش نفوذ دول خليجفارس، به منابع نفتي آنان دست پيدا كنند. در آن زمان، آنان با حمايتهاي ارتشي و ورود ماشينآلات صنعتي براي استخراج نفت بهترين استفاده را از موقعيت بهوجود آمده، بردند و در نتيجه اين اقدامات، بين كشورهاي خاور دور شكاف ايجاد شد و سران غربي مجددا به صحنه رقابت بازگشتند.
چين و روابط استراتژيك در خليج فارس
افزايش قدرت اقتصادي و سياسي چين در جهان و تلاش اين كشور براي تبديل شدن به يكي از همكاران شوراي همكاري خليجفارس باعث شد كه چين مدرن امروزي تاثير مهمي را در منطقه ايفا كند. سفر«عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود» پادشاه عربستان به پكن كه پس از مشكلات دولتهاي غربي با كشورهاي خاورميانه بهوقوع پيوست، باعث شد چين به سرعت به دومين بازار بزرگ نفت جهان تبديل شود. با عبور ميزان روابط تجاري دوجانبه رياض و پكن از مرز 14 ميليون دلار، عربستان در بخش تصفيه نفت اين كشور سرمايهگذاري و خريدار اصلي موشكهاي چين شد و در عوض شركتهاي چين اجازه يافتند در بازار نفت عربستان سرمايهگذاري كنند. از سوي ديگر چين در دسامبر سال 2005 ميلادي، قرار داد 5 ميليارد دلاري با سران كويت براي ساخت پالايشگاه نفتي امضا كرد و در همين زمان مقامات پكن قرار داد تجاري را با ايران امضا كردند.
گسترش روابط چين با عربستان سعودي و ايران، اين كشور را بهطور مستقيم در مقابل آمريكا و اتحاديه اروپا قراردارد. اين اتفاقات در حالي رقم خورد كه پرونده هستهاي ايران به مهمترين موضوع در شوراي امنيت سازمان ملل متحد تبديل شده بود و پكن بدون توجه به نگراني اروپا و آمريكا، خواهان صبر وگفتوگو براي حل بحران هستهاي تهران شد.
پكن اكنون منافع اقتصادي غير قابل چشمپوشي درخليج فارس دارد؛ داشتن حق وتو و حضورش در بين 5 عضو اصلي شواري امنيت به اين كشور اجازه داده است تا بهراحتي در اين منطقه حضور يابد؛ ولي وجود روسيه در مقابل چين كه مانند اين كشور از نفوذ كاملي برخوردار است، باعث نگراني سران پكن شده است.
روسيه و روابط استراتژيك در خليج فارس
مسكو كه خود يكي از توليدكنندگان مهم نفت و گاز در جهان است در اين ميان نگران مساله «تامين انرژي جهاني» است. «ولاديمير پوتين» نخستوزير كنوني و رئيسجمهوري سابق روسيه، سياستهاي كرملين را به گونهاي رقم زده است كه اين كشور نيز به بازيگر مهمي را در جهان امروزي تيديل شده است و اكنون اين روند تا جايي گسترش پيدا كرده است كه كشورهاي شرقي و سران خاورميانه نگران اين نفوذ هستند. نفوذ و تاثير روسيه در جهان در مشكلات كنوني خاورميانه نظير درگيري بين اسرائيلـفلسطين، اسرائيلـلبنان و پرونده هستهاي ايران بهخوبي نمايان شده است. دراين ميان مسكو كه يكي از اعضاي كميته «چهار جانبه» نيز است، تلاشهاي خود را بر برقراري صلح متمركز كرده است. اين مساله به مسكو اجازه داده است تا مانند واشنگتن «داعيه» اجراي دموكراسي در خاورميانه را پيش بگيرد.
در اين ميان رفتارهاي سياسي روسيه، مانند دعوت از جنبش «حماس» به مسكو، وعده ارسال كمكهاي مالي به فلسطين، برقراري روابط سياسي و امنيتي با سوريه، مدرنسازي تجهيزات ارتشي دفاعي اين كشور، بهدليل اصلي نگراني سران غربي تبديل شده است. بيتوجهي كرملين به انتقاد آمريكا واسرائيل و انعقاد قرارداد براي تامين احتياجات دفاعي ايران، روسيه را نيز مانند چين به يكي اهرمهاي خليج فارس تبديل كرده است.
كرملين كه در جهان نقش دو جانبه ايفا ميكند، از سوي ديگر نگران حفظ روابط با سران غرب بهويژه اروپايها است. بهرغم اينكه مقامات بلندپايه سياسي روسيه پس از ابراز نگراني سران آمريكا و اسرائيل، اعلام كردند كه اين كشور ديگر با تهران قرارداد جديدي را امضا نكردهاند، ولي هنوز سران غربي نگران هستند كه «محمود احمدي نژاد» رئيسجمهوري ايران از وجود روسيه براي تجهيز نظامي خود را براي روياروي با اروپا و آمريكا استفاده ببرد. روسيه سعي كرد با ارايه پيشنهاد به تهران مبني بر غنيسازي در خاك روسيه و جلوگيري از دستيابي تهران به تكنولوژي توليد بمب اتم، اين نگرانيها را كاهش دهد، ولي اين كشور همچنان نقش مهمي را در تكميل نيروگاههاي تهران ايفا ميكند كه اين مساله خود قسمتي از نفوذ اين كشور در خليج فارس است.
در انتها ميتوان گفت كه هر دو كشور روسيه و چين سعي كردند با استفاده از پتانسيلهاي كشورشان نفوذ خود را در خليج فارس و خاورميانه افزايش دهند. روسيه با آموزش جوانان اين منطقه در زمينههاي مختلف تخصصي و تجهيز كشورهاي منطقه به تجهيزات نظامي و توليد ماهوارههاي جاسوسي نقش خود را پررنگتر كرده است و از سوي ديگر، چين با افزايش صادرات كالاهاي خود به كشورهاي منطقه و انعقاد قراردادهاي مهم تجاري سعي كرده است به يك اهرم در منطقه تبديل شود. پس ميتوان گفت كه چين و روسيه در عين حال كه در اين منطقه رقيب يكديگر محسوب ميشوند، ولي در خطوط موازي در حال حركت هستند و طي سالهاي متمادي آينده در تقاطع مناسبات خاورميانه به يكديگر برخورد نخواهد كرد
- واکنشها به برخی شعارهای منتسب به هواداران تراختور, در گفتگوی "بی تی ان" با سعید نعیمی فعال آذربایجانی در ایران
- انفجار روز سه شنبه خودرو بمب گذاری شده در ایلام ۳ کشته و تعدادی زخمی بر جای گذاشت
- گزارش صدای آمریکا از اخراج درجه دار آذربایجانی از ارتش ایران به اتهام پان ترکیسم
- حواشی بازی تراختور با پیروزی که به نتیجه مساوی یک بر یک انجامید







