ماشااله رزمی -حرکت ملی آذربایجان بعد ازگردهمائی آمستردام
حرکت ملی آذربایجان بعد ازگردهمائی آمستردام
(بحثی در رابطه با شورای هماهنگی خارج)
پیروزی هرجنبش مستقل ملی در گرو رهبری آنست.
برگزاری موفقیت آمیزاجلاس آمستردام روحیه تلاش تازهای به فعالین حرکت ملی آذربایجان بخشیده است . براستی نیز ازیک گردنه صعب العبوری گذرکرده ایم که قبلا صعود به آن برای خیلیها یک آرزو بود اکنون چشم انداز وسیعی در برابر ماست نمی توان دراین نقطه ایستاد ومنتظروقایع پیش بینی نشده باقی ماند باید به پیش وپیشتررفت و مرزهای جدیدی راگشود ودروحله نخست یک شورای هماهنگی را سازمان داد . هرچه زمان بگذرد اهمیت اجلاس آمستردام آشکارترخواهدشد این موفقیت وظایف سنگینی بردوش تمام فعالین حرکت ملی می گذارد. شاید بعضی ازشرکت کنندگان هنوزبقدرکافی توجه ننموده اند که چه کاربزرگی باتفاق هم انجام داده اندجمع شدن سیصدکادرسیاسی برای اتخاذچندین تصمیم اساسی بعد ازحکومت ملی آذربایجان بیسابقه بوده است با برگزاری این اجلاس چند قدم اساسی همزمان برداشته شد که عبارتنداز :
به اختلافات گذشته که مانع همکاری بودند پایان داده شد (جمع شدن همه زیریک سقف )
امید و انگیزه کار پرثمر در بین فعالین تقویت شد (صدورقطعنامه دوازده ماده ای)
حرکت ملی آذربایجان بعنوان یک نیروی سیاسی تعیین کننده معرفی شد (انتخاب پنجاه نفررابط)
با قاطعیت می توان گفت که درخارج ازکشوریک حرکت ملی قبل ازآمستردام وجود داشته وبعد از آن اکنون یک حرکت مصمم وقدرتمند دیگروجود دارد که تکامل یافته حرکت قبلی است وشرایط همکاریهای همه جانبه نیز فراهم شده است .
کلیه کسانی که دراجلاس دیالوگ شرکت کرده وبه بیانیه مصوبه آن رای داده اندعملا متعهد شده اند که گامهای بعدی را همراه هم ومشترکا بردارند. راه درازی درپیش داریم ودرحرکت جمعی بسوی هدف اصلی که دستیابی به حق تعیین سرنوشت ملی است هیچ یک ازفعالین حرکت ملی آذربایجان نباید درنیمه راه بماند ویا نظاره گری منفعل باشد در کنفرانس آمستردام جای چند نفرازبزرگان و پیشروان حرکت ملی درخارج کشورخالی بود این سروران باید ضرورت زمان را درنظربگیرند وقدم پیش بگذارندآغوش جمع برای پذیرش آنان بازاست وبویژه اینکه ضروری است حضورآنان در صفوف مقدم حرکت باشد . امروزآذربایجان به نیرو وخلاقیت تمام فرزندانش نیاز دارد .
اجلاس آمستردام توانست پنجاه نفررابط انتخاب کند ولی انتخاب شورای هماهنگی را به بعد موکول کرد اما درگام بعدی ما نمی توانیم اززیرباراین مسئولیت شانه خالی کنیم .ممکن است بعضی ازتشکلهای موجودعلاقهای به ایجاد تشکیلات جدید نداشته باشند ولی همه قبول دارند که یک چترفراگیربرای کارمشترک همه فعالین درخارج کشور ضروری است
درحال حاضرهیچیک از تشکلهای موجود بتنهائی کل حرکت ملی رانمایندگی نمی کنند وبرای نمایندگی تمامی حرکت باید شورای هماهنگی انتخاب شود واختیارآنراداشته باشدکه ازطرف کل حرکت حرف بزند ونماینده رسمی حرکت ملی آذربایجان باشد .این شورا تا زمانی که شرایط انتخاب رهبران اصلی حرکت ملی درداخل فراهم نشده باید متناوبا تجدید و ترمیم شود تا ازنیروی تمامی شخصیتهای کاردان حرکت ملی استفاده کند.دروحله اول ممکن است منتخبین جمع ایدآل نباشند ولی بمحض اینکه شروع بکار جمعی کردند کارائیها آشکارخواهند شد ومی توان با ترمیم جمع به وضعیت مطلوب نزدیکتر شد مهم نهادینه کردن سیستم شورائی حرکت است . حرکت ملی آذربایجان باید همواره ترکیب توده ای خود را حفظ کند و ازافتادن به دام نخبه گرائی پرهیز نماید . تا زمانیکه رهبری جمعی ایجاد نکرده ایم از نظر ناظران بین المللی مثل اینست که هیچ کاری نکرده ایم .
اکنون حتی اگر کسی بخواهد به حرکت ملی آذربایجان یک کمک اساسی بکند نمی داند به چه کسی باید مراجعه کند .
ویا جریاناتی که می خواهند وارد مذاکره باحرکت ملی آذربایجان بشوند ، مسئولین طرف مذاکره را نمی شناسند.
نباید به تشکلهای کوچک ایئولوژیک دل خوش کرد وسودای رهبری یک ملت رادرسر پروراند . دراینجا صحبت ازسازماندهی یک ملت سی میلیونی است و یکی ازدلایل مشکل بودن سازماندهی عظمت وبزرگی این نیروست . معمولا سازماندهی ملتها رابه هدایت کشتیهای اقیانوس پیما تشبیه می کنند . یک قایق کوچک براحتی دورمی زند وجهت عوض می کند ولی ناخدای یک کشتی اقیانوس پیما باید با مهارت تمام چندین بارمانورکند تا مسیر درست را انتخاب نماید ما کارهای زیادی داریم که باید انجام بدهیم ولی متاسفانه هنوزنتوانسته ایم شعارهای محوری مرحله کنونی راکه خواستههای اساسی حرکت ملی را بیان کنند درمیان فعالین حرکت تثبیت بکنیم هرکسی به نسبت توانائیهایش فعالیت می کند ولی چون رهبریت مشترک وجود ندارد کاربجائی نمی رسد ونتیجه مورد نظربدست نمی آید .
درمرحله فعلی چنانکه ما درانتخاب سخنگویان رسمی حرکت ملی تردید کنیم این احتمال وجود دارد که درآینده شرایط اضطراری شخص یا اشخاصی را که ازدل حرکت ملی بیرون نیامده اند بما تحمیل کند وزمینه انحرافات بعدی را در حرکت فراهم سازد.
برای تقویت روحیه اتحاد و تثبیت کارجمعی که درآمستردام پایه گذاری شد ، تدوین برنامه وتعیین استراتزی مرحلهای امری اجتناب ناپذیر است حرکت ملی آذربایجان چه درداخل و چه درخارج یک جنبش اجتماعی وسیع است . ضرورت زمان وخواست ملت این جنبش اجتماعی را برای مبارزه با ستم ملی بوجود آورده وبرای موفقیت آن مانند هرجنبش اجتماعی دیگر توجه به نکات زیر ضروری است :
۱ – حفظ آمادگی سیاسی .
۲ - شفاف سازی خواستههای ملی .
۳ – تشکل یابی .
۴ - جذب نیرو برای گسترش پایههای اجتماعی حرکت ملی .
۵ – ارائه برنامه دنیا پسند و مورد پذیرش ملت .
حفظ آمادگی سیاسی باین مفهوم است که کلیه تحولات سیاسی راکه درمحل ، درسراسرکشورومنطقه درجریان هستند بدقت زیرنظر بگیریم ونسبت به هیچ تغییرجزئی یا کلی که درسرنوشت حرکت ملی موثرباشد بیتفاوت نباشیم وهمواره برای موضعگیری و درصورت لزوم اقدام عملی آماده باشیم .
شفاف سازی شعارها وخواستهها نیزبرای اینکه جامعه بتواند براساس آنها تصمیم بگیرد و حرکت کند فوق العاده مهم است . یک حرکت ملی جدی ومسئول نمی تواند آرزوهای فعالین حرکت را به جای واقعیتهای موجود بگذارد. دنبال مدینه فاضله رفتن( اوتوپیا) وتحلیلهای ذهنی را جایگزین واقعیتهای عینی کردن به اعتبارحرکت ملی لطمه می زند . رئال پلیتیک باید جایگزین هرنوع ایده آل پلیتیک گردد، سیاست هنرممکن هاست ، شعارهای غیرعملی وخواسته هائی که با مرحله فعلی حرکت ملی تطابق نداشته باشند نیرورا پراکنده می سازند.ما مجبوریم مرحله به مرحله پیش برویم ونیرویمان راروی ضروریترین واصلیترین خواسته درهرمرحله متمرکزکنیم زیراخواستن همه چیز درآن واحدعملی
نیست و نمیتوانیم اهداف دوررا درشعارهای روزعنوان کنیم .همچنین یک حرکت پیشرونمی تواند دنباله رو وقایع باشد . باید پیشا پیش مردم حرکت کرد و درعین حال مواظب بود که تند روی نشود و پیشروازمردم جدا نگردد.
آدمهای بزرگ اشتباهات بزرگ می کنندزیرااشتباه آنها موجودیت جمع رابخطرمی اندازد بنابراین مسئولین باید با دقت ومشورت کاربکنند.
برای گسترش پایه اجتماعی حرکت ملی آذربایجان ضمن اصل قراردادن تشکل یابی نیروهایش باید ازسایراشکال فعال کردن جامعه نیزاستفاده کند . درجنبش اجتماعی فعال کردن شبکههای اجتماعی برای حفظ ارتباطات منظم فعالین شیوه نتیجه بخشی است بویژه درشرایط گلوبالیزاسیون که ارتباطات مجازی کاررا آسان کرده است وهیچ سیستم پلیسی قادر نیست تمام ارتباطات اینترنتی و ماهوارهای راکنترل یا خنثی کند وگروههای اینترنتی می توانند شبکههای گستردهای ایجاد کنند وهمه دیوارها وسدهای کنترل را فرو بریزند .فرق اساسی ما با جنبش سبزازنظرسازماندهی اینست که جنبش سبزبه یک رهبروشبکههای اجتماعی بیشکل تکیه دارد درحالیکه ما فعالیت مان رابرهماهنگی شورائی وتشکل یابی پایدارنیروها متکی می کنیم.
نیروی ما دراتحاد ماست .ایجاد تشکلهای پایداروارتباطات مستقیم در محل کاروتحصیل و زندگی پایههای اجتماعی حرکت ملی راگسترش می دهد ودرنهایت نیزاین تشکلها وارتباطات مستقیم است که مبارزه را به سرانجام می رسانند .
ضروری است حرکت ملی آذربایجان برای مبارزه با راسیسم حاکم ، ازپلورالیسم وخردجمعی استفاده کند وهیچ یک از اشکال مبارزه را استثناء نکند. نباید گذاشت که دشمن شکل خاصی ازمبارزه را بما تحمیل کند برعکس حرکت ملی باید شکل مبارزه مناسب را درهرمرحله انتخاب وبه رژیم تحمیل کند. درحال حاضرکه دیکتاتوری اجازه نمی دهد که احزاب و جمعیتهای مستقل تشکیل شود لذاحرکت ملی باید مبارزه مدنی را در« سنگرهای باز» یعنی مراکزتجمع عمومی ، میادین ورزشی ، بازارونظایرآنها متمرکز کند.
مساله ارائه برنامه دنیا پسند ومورد پذیرش ملت اساسیترین کارهاست این کافی نیست که حزبی درست بشود و خود را آلترناتیو نیروی حاکم در آذربایجان بنامد این مهم به تشکیلات منظم وقدرتمند وبا برنامه وشرایط داخلی وخارجی مناسب نیازدارد و تازمانی که آن شرایط فراهم نشده تمام تلاش فعالین حرکت ملی باید معطوف به آماده کردن زمینه پیدایش آن شرایط باشد مثلی هست که می گوید - باید کوه فروریزد تا دره پرشود وگرنه با انداختن سنگ وخاک دره پرنمی شود - پیروزی یک حرکت ملی آرایش قوا وژئوپلیتیک منطقه را برهم می زند وبا منافع کشوهای همسایه وقدرتهای بزرگ تداخل میکند بدینجهت آمادگی شرایط منطقهای وجهانی شرط لازم می باشد وآماده کردن شرایط داخلی نیزبفعالیت نیروی حرکت ملی وابسته است ودراینجامتشکل شدن وگرد آوری حداکثرقوا گام نخست درتبدیل شدن به آلترناتیواست همچنین داشتن برنامه روشن واستراتژی قابل اجرانیزازملزومات آلترناتیو شدن است . ما باید قانون طلائی مبارزه آزادیبخش رارعایت کنیم که عبارت است از« حداکثر پافشاری دراستراتژی وحداکثرنرمش درتاکتیک» . یک گروه ممکن است با سیاست آزمون وخطا فعالیت خودرا ادامه بدهد ولی پیشروان یک حرکت ملی نباید خطا بکنند.
پیشروی در لحظه مناسب وعقب نشینی بموقع دروضعیتی که شرایط بنفع حرکت ملی نیست نشان درایت سیاسی است.
برای بهره برداری ازشرایط مناسب بین المللی ، حرکت ملی باید دوستان ودشمنان خود را درصحنه سیاست جهانی مشخص کند تا پشت جبهه محکمی داشته باشد وگرنه هیچ قدرتی آنرا برسمیت نخواهد شناخت و تا زمانی که برسمیت شناخته نشده نمی تواند ادعای آلترناتیو بودن داشته باشد مشکلات حرکت ملی اگردرکلیات حل نشود درهرکارجزئی نیز با مانع برخوردخواهد کرد بدون داشتن موضع روشن نمی توان با دشمنی که تمام امکانات را دراختیاردارد مبارزه کرد همواره باید برای ایجاد امکانات تلاش نمود و باید ازهرفرصتی برای مطرح شدن و جمع کردن نیرو و امکانات استفاده کرد . درداخل وخارج گردهمائیهای سیاسی ، روزهای سالگرد قیامهای ملی ، جشنها وروزهای بین المللی مانند دهم دسامبرروزجهانی حقوق بشروبیست یک فوریه روزجهانی زبان مادری فرصتهای مناسبی هستندکه می توانیم دورهم جمع بشویم وخواستههای ملی خودرابصورت دسته جمعی بااعلامیه هاوقطعنامهها مطرح بکنیم وحرکت ملی آذربایجان را به جهانیان بشناسانیم . همواره باید پاهایمان روی زمین ونگاههایمان به آینده باشد .
انجام این کارها به یک شورای هماهنگی نیاز دارد بدون همفکری نمی توان استراتژی تدوین کرد و بدون استراتژی هم پیروزی امکانپذیر نیست . نقش رهبری آنقدرمهم است که جنبشهای ملی اغلب با نام رهبری آنها شناخته می شوند . حرکت ملی آذربایجان بخاطرملی بودنش کلیه نحلههای سیاسی وعقیدتی موجود درمیان ملت آذربایجان رادربرمی گیرد وچون یک حرکت دموکراتیک است بایدرهبری جمعی داشته باشد درست مانند نهضت مشروطیت . نهضت مشروطه رهبرندارد بلکه رهبرانی دارد که نماینده اقشاروطبقات مختلف مردم هستند وبهمین جهت با مرگ و یا اشتباه یک نفر، حرکت به تاخیرنمی افتد ومردم سرگردان نمی مانند . امروزبرای پیشبرد حرکت ملی آذربایجان انتخاب یک شورای هماهنگی ازهرکاری واجب تر است . شورا می تواند نقش لکموتیو حرکت را داشته باشد .
درجوامع دیکتاتوری که ظلم و بیداد عمومیت دارد همیشه انسانهای ازجان گذشته زیادی وجود دارند که آماده مبارزه تا پای جان هستند دراین جوامع آنچه که کمیاب و گاها نایاب است شخصیتهای سیاسی پخته و دنیا دیده و تجربه اندوخته است زیرادیکتاتورها با سیاست نخبه کشی وحذف فیزیکی رهبران سیاسی ، جامعه راازسرمایههای معنوی خود محروم می کنندعمراحزاب بسیارکوتاه است ورهبران اغلب جوان وکم تجربه هستند که با اشتباهات سیاسی ،خود وهمرزمانشان را به زیر تیغ جلاد می برند.تاریخ مبارزات بر حق ملی و سراسری درایران انباشته ازتجربیات شکست شجاعانه است .
بدون حقانیت و شجاعت نمی توان پیروزشد ولی شجاعت وحقانیت برای پیروزی نهائی کافی نیستند. تاریخ ملل پر است از قهرمانیهای شجاعانه و برحق درعین حال وجب به وجب خاک ملتها نیزازخون قهرمانان شکست خورده رنگین است ، آنچه که پیروزی حقانیت و شجاعت را تضمین می کند، سیاست و درایت است و آنچه که در میدان مبارزه بدست می آید باید درپشت میزسیاست تثبیت شود ودرستترین سیاستها نیزازخرد جمعی یک شورای کاردان بدست می آید.
جمهوری اسلامی ازآغازشروع حاکمیت خویش تابحال به هیچ آلترناتیوی اجازه رشد وعرض اندام نداده است قتل یکصد وده نفرازرهبران گروههای سیاسی درخارج کشورازجمله کشتاررهبران حزب دموکرات کردستان دردونوبت ، کشتار رهبران گروههای مخالف درداخل ، قتل عام زندانیان سیاسی وبه تلویزیون کشیدن وبی اعتبارکردن بیخطرترین معترضین ودررابطه با حرکت ملی آذربایجان سربه نیست کردنهاومرگ اسرارآمیزپیشگامانی چون دکترزهتابی مهندس امانی وچنگیزبختاورکه رهبران شایستهای برای حرکت ملی درداخل بودند، چندنمونه ازحذف فیزیکی رهبران برای جلوگیری ازشکل گیری آلترناتیواست اما امروزجمهوری اسلامی درحال غرق شدن دردریای خون است ، رژیم مشروعیت سیاسی و دینی خودراحتی درمیان بسیاری ازطرفداران سابق خود ازدست داده است ازطرف دیگرحرکتهای ملی نیزبدرجهای ازرشدرسیده اندکه دیگرهیچ نیروئی نمی تواند ازمتشکل شدن آنها جلوگیری کند وبه این ترتیب نارضایتی عمومی مردم وناتوانی رژیم ازاعمال قدرت بصورت قبلی شرایط مناسبی بوجود آورده است که نباید این موقعیت مناسب را ازدست داد وهمین حالا باید کمبود اساسی حرکت ملی را که نداشتن شورای هماهنگی است جبران کرد .
معمولا جنبشهای اجتماعی بخاطر گستردگیشان رهبران متعددی دارند بعضی ازاین رهبران خودساخته هستند که تکامل جنبش آنها را پرورش داده و بعضی دیگر منتخب هستند و دستههای مختلف را رهبری می کنند حرکت ملی آذربایجان نیزازاین قاعده مستثنا نیست این رهبران اندیشه پردازان و سازمانگران حرکت ملی هستند که ممکن است ارتباط ارگانیکی هم با هم نداشته باشند ولی با کار فکری خود استراتژی و برنامه حرکت را مشخص می کنند و یا با کار تشکیلاتی تداوم آنرا تضمین می نمایند. کارفکری جمعی رهبران بتدریج :
- استراتژی و برنامه حرکت ملی را می سازد
- اعتراضات پراکنده را به خواستههای مشخص تبدیل می کند
- ازلغزشها جلوگیری نموده ومانع آن می شود که حرکت ملی در درگیریهای ناخواسته ضربه بخورد
- نیرورابه سمت هدف اصلی که بدست آوردن حق تعیین سرنوشت ملی است هدایت می کند .
کارشورای هماهنگی تصمیم گیری و معرفی سیاستهای کلی ،انجام مذاکرات رسمی و تهیه امکانات است .
وظیفه رهبران فکری تعیین سیاستهای کلان حرکت ملی است . حرکت ملی دائما درحال رشد ودگرگونی است با جذب شدن افرادجدید ایدههای تازه به داخل حرکت وارد می شود و اولویتها درهرمرحلهای تغییر می کنند ولی باید مواظب بود که حرکت ازهدف اصلی خود دور نشود .
هنگامیکه حرکت ملی قادرمی شود رهبران تشکیلاتی کل حرکت را انتخاب کند کاررهبران فکری که می توان آنان را تئوریسینهای حرکت نامیدهمچنان ادامه می یابد که عقلانی کردن سیاستها ،خنثی کردن حملات ایدئولوژیک و سیاسی ، تقویت تئوریک و کسب مشروعیت وحقانیت معنوی برای حرکت ملی می باشد .ممکن است بعضی ازآنان همزمان رهبران تشکیلاتی نیزبشوند ودرهرحال وظایف رهبران تشکیلاتی جنبههای سیاسی و اجرائی دارد اما رهبران فکری کاراطاقهای فکری را انجام می دهند . شورای رهبری می تواند ازترکیب این دوتشکیل شود .
رهبری حرکت با رهبری احزاب فرق دارد شورای هماهنگی حرکت ملی نباید کار احزاب و نهادهای جامعه مدنی را انجام دهد ویا آنها را درسایه خود قراردهد .کاراین شورا سازماندهی درسطح کلان و تدوین سیاستهای کلان است و احزاب و نهادهای جامعه مدنی نظیر تشکلهای زنان ، حرکات دانشجوئی ، سازمانهایهای کارگری وکارمندی و انجمنهای فرهنگی وهنری که نیروهای اجتماعی حرکت ملی هستند باید درتدوین برنامه واتخاذ تاکتیکهای خود کاملا مستقل باشند . تازمانی که رهبریت منتخب مورد قبول داخل و خارج بوجود نیامده ، استقلال تشکلهای داخل و خارج باید رعایت شود واین دو بازو جداگانه ولی مکمل هم عمل بکنند. محورهای عمده مبارزه فعالین خارج کشور عبارتند از:
کارهای تبلیغی برای معرفی حرکت ملی در سطح جهانی
لوبی گری جهت جلب حمایتهای بین المللی
دفاع از حقوق بشربرای افشای اعمال حکومت مرکزی و نشان دادن ستم ملی .
بحث رهبری بصورت مدرن وامروزی در ایران دردوره جنگ جهانی دوم وبا تشکیل فرقه دموکرات شروع شده است و بعداخلیل ملکی ازآزادیخواهان معروف آذربایجان وبنیانگذارنیروی سوم با ترجمه کتابچه « نقش شخصیت درتاریخ » اثر پلخانف خدمت بزرگی برای شناساندن اهمیت رهبری انجام داده است درسالهای آخرحکومت شاه نیزعلی شریعتی بحث رهبری را درسخنرانیهای خود درحسینیه ارشاد مطرح می کرد ولی شرایطی برای رهبر تعیین می نمود که آخر سردرعمل راه رابرای رهبری خمینی بازکرد شریعتی که بشدت تحت تاثیرنظریات ضد استعماری فرانتس فانون قرار داشت بدنبال رهبرکاریسماتیک بود.
حرکت ملی آذربایجان درحال حاضر به رهبرکاریسماتیک احتیاج ندارد زیرا یک حرکت دموکراتیک است وبا رهبری شورائی ومنتخب می تواند با استفاده از کادرهای ورزیده وباتجربه خود به بهترین وجه مشکل رهبری را حل کند. درگذشته سیاستهای استعماری چنین القاء کرده اند که درشرق افرادحکومت می کنند ونه احزاب ومتاسفانه این تفکرطی سالیان درازدرذهن جامعه و حتی بعضی ازروشنفکران رسوب کرده و به سازمان یابی احزاب و دموکراسی لطمه زده است ومردم همواره منتظر یک ناجی هستند که اغلب این ناجیها هم وقتی به قدرت می رسند به دشمن مردم تبدیل می شوند. جامعه آذربایجان اکنون بقدرکافی پیشرفته است که خود ناجی خود باشد و به پدرملت ورهبرمادرزاد احتیاج ندارد. برتولت برشت شاعرنامدارآلمانی در« زندگی گالیله» می نویسد که وقتی گالیله برای توبه کردن به پای پاپ می افتد یکنفر ازمیان جمعیت فریاد می زند : « بدبخت ملتی که قهرمان ندارد» و گالیله سربرگرانده و زیر لب می گوید :
« بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد» یعنی ملتی که می خواهد آزاد زندگی کند تک تک افرادش باید قهرمان باشند
البته ما دردوران قهرمانان زندگی نمی کنیم بلکه دوران ما دوران دموکراسی است وشرکت آحادمردم درتعیین سرنوشت خویش اصل است . دردوران ما نیزهنوزسیاست بیشتریک هنراست وبه علم بمعنی ریاضی آن تبدیل نشده است ولی با گسترش ارتباطات و انقلاب انفورماتیک سیاست روزبروزتخصصی ترمی شود وبخشهائی ازآن علمی شده است . اکنون گروههای حرفهای و تخصصی برای برنامه نویسی وتعیین استراتژی درکشورهای غربی بوجود آمده اند که کارشان دادن برنامه به احزاب سیاسی تهیه پروژه برای دولتهاوتنظیم برنامه کاربرای وزاتخانهها می باشد متخصصین مدیریت و نیروی انسانی برای کمپانیهای چند ملیتی ازروی معیارهای آزمایش شده ، مدیروسرپرست تعیین می کنند . کار این متخصصین حاصل سالها مطالعه تطبیقی وبررسی بیلان کاری است وبهمین جهت آموختن ازآنها لازم است که ازجمله این مطالعات معیارهای عام مدیریت است که دردانشگاههای بزرگ تدریس می شود. آشنائی با این آموزشها برای کادرهای حرکت ملی مفید است .
مدیریک شرکت بزرگ ، رئیس یک دولت ورهبر یک حزب سیاسی هرکدام وظایف جداگانهای دارند ولی برای موفق شدن باید شرایطی را دارا باشند که درکاراکترهای عام مدیریت پذیرفته شده اند این کاراکترها ویژگیهای رهبری هستند و تمام کسانی که مسئولیت جمع بزرگی رابعهده دارند باید آنهارا داشته باشند. ازمجموع تجربیات بدست آمده می توان کاراکترهای رهبری را درهفت مورد برشمرد که تعریف مختصراین کاراکترهای هفتگانه به شرح زیرمی باشند :
۱ – داشتن جاذبه شخصی
شخصیت رهبر نقش تعیین کننده دارد. هدف و خواست رهبر باید روشن باشد، قدرت بیان برای توضیح هدف خود داشته باشد و راههای عملی برای رسیدن به اهداف مورد نظر رانشان بدهد.
۲ – داشتن توان تحلیل مشخص از شرایط مشخص
رهبر باید اعتماد بنفس کامل داشته باشد. بزبان عامه فهم نظریات خودرا بیان کند و به اطرافیانش تفهیم کند که چه چیزی را می خواهد ، چرا می خواهد و چه وقت باید عملی شود. رهبر باید اعتماد گروه خود را کاملا جلب کند .
۳ – تسلط داشتن به اوضاع
رهبر باید به اوضاع مسلط باشد ، موقع شناس باشد و هیچ فرصتی را از دست ندهد. از انتقاد نترسد بلکه برعکس اعضاء گروه را به انتقادکردن تشویق کند تابتواند ضعفهای سبک کار خود را برطرف کند .
۴ – گوش دادن و پذیرفتن
یک رهبر باید بیوقفه اوضاع داخلی و خارجی گروه را زیرنظرداشته باشد. از اطرافیانش مرتب نظر خواهی کند ، نیازهای شخصی اعضاء و نیازکلی جمع را مشخص کند . منابع مالی ونیروی انسانی لازم را فراهم کند وبه گروه کمک کند تا زودتر به هدف تعیین شده برسند.
۵ – مسئولیت دراتخاذ تصمیم
رهبر آینده را تحلیل و پیش بینی می کند. تجربه به رهبر امکان می دهد که برای فعالیت بیشتر در گروه ایجاد انگیزه بکند. ازاعضاء حمایت کند و آنانرا درکارها تشویق نماید . رهبر نباید بر سر هر مشکلی با اعضاء گروه درگیرشود. بعد از مشورت با اعضاء تصمیم نهائی با رهبر است . هرچقدر اعضاء گروه در تصمیم گیری بیشتر سهیم باشند بیشتر برای تحقق هدف مورد نظر تلاش خواهند کرد . تصمیمات جمعی جو سالم ایجاد می کند وهمبستگی را تقویت می کند .
۶ - ایجاد انگیزه
رهبر باید جوی ایجاد کند که گروه بدان نیاز دارد . او باید بداند که چه چیزی در اعضاء گروه انگیزه بوجود می آورد . وقتی گروه درمی یابد که خواست و نظر آنان اهمیت دارد همبستگی گروهی تقویت می گردد و برای اینکه اعضاء گروه حس بکنند که نقش آنها مفید است ، رهبرباید تحرک ودینامیسم درگروه ایجاد کند .
۷ – حل اختلاف
رهبر باید نقش واسطه درحل اختلافات درون گروهی را نیز داشته باشد .
نتیجه گیری
یک رهبرباید بداند که دقیقا چه می خواهد و چه نمی خواهد ، قدرت آنراداشته باشد که عقاید خودرابطور روشن بیان کند و توانائی انتقال نظر خود به دیگران را داشته باشد.
غیراز ویژگیهای عام رهبری، درهرجامعهای متناسب با سطح رشد وروانشناسی اجتماعی مردم معیارهای خاص فرهنگی ، اخلاقی و سیاسی نیزبرای رهبروجود دارندکه قطعا تعیین کننده هستند وبهمین خاطررهبران هرجامعهای باید ازدرون همان جامعه ظهورکنند وسیاستمداران وارداتی هرچقدرهم که کاردان وبا تجربه باشند پذیرش وکارائی خوبی نمی توانند داشته باشند زیرا مردم بچشم بیگانه ، اشغالگر و استعمارگر به آنان نگاه می کنند .
با اندکی دقت هرکس می تواند توانائی خود را با معیارهای بالا بسنجد و اگر درخود توان اداره جمع را می بیند آنرا نشان بدهد ودرپیشبرد مبارزه مشترک نقش بازی کند.
امتیازرهبری شورائی نسبت به یک فردرهبردراینست که خرد جمعی اعضاء شورا نقایصی را که یکایک افراد می توانند داشته باشند جبران می کند مثلا دریک شورا الزامی نیست که همه اعضاء ناطق و یامبلغ سیاسی باشند چون سخنگوی شورا می تواند این وظایف رابعهده بگیرد.
حرکت ملی آذربایجان یک جنبش اجتماعی دموکراتیک ، مدنی ومدرن است وبرای رسیدن به اهداف خود ازشیوههای مبارزه مسالمت آمیزاستفاده می کند لیکن مسالمت آمیزبودن مبارزه بمعنی مبارزه درچارچوبه قانون ویا بیعملی نیست این مبارزات با اصطلاح « نافرمانی مدنی» تعریف می شوند علاوه براعتصابات ، تظاهرات ، بست نشستن و اعتراض کردن ، مبارزه با قوانین ظالمانه ، مالیات ندادن،سرپیچی ازفرمانهای دولتی ونرفتن به سربازی ونظایرآنها نیز نافرمانی مدنی محسوب می شوند وزمانی که حکومت استبدادی هرگونه نافرمانی مدنی رانیزسرکوب وغیر ممکن ساخت آنگاه قیام یک ملت علیه حکومت جبارازحقوق مسلم آن است که درمنشورجهانی حقوق بشرنیزذکرشده است .
اجلاس آمستردام امید وانرژی فراوان برای فعالین ودوستداران حرکت ملی ایجادکرده بنابرین باید یقین داشت که مخالفین و دشمنان حرکت ملی هم ازاین به بعد بیکارنخواهند نشست وبا همه امکاناتشان سعی خواهندکردتا مانع برداشتن قدمهای بازهم بزرگترشوند لذا باید هوشیاربود واجازه ندادکه دشمنان ملت آذربایجان درهرلباسی که هستنند به حرکت ملی لطمه بزنند ویا درروند تکاملی آن وقفه ایجاد کنند. البته نقد حرکت برای برطرف کردن نقاط ضعف آن امری است ضروری پیشگامان حرکت ملی خود باید دریادآوری نواقص پیشقدم باشند تا راه برای بهانه تراشی وعیب جوئی مخالفان برای دلسردکردن مبارزان بسته شود ورقبا ودشمنان نتوانند تحت عنوان انتقاد حقانیت مبارزه ملی را نفی کنند .
پاریس - ژانویه ۲۰۱۰ ماشااله رزمی







